|
|
آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ، من صید عشق تو گشتم دوستت دارم Posted By 19 Oct 2007AT4:17 PMAuthor Nameحبيب مرادي اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
Posted By 18 Jul 2007AT10:3 PMAuthor Nameحبيب مرادي برای هضم لحظه ای که آغازش از تو نوشتن است دست کم باید چند نفس عمیق کشید دلم که بهانه ات را می گیرد به خواب می روم تا رویای تورا ببینم.. اما در رویا دیدنت هم دلم را می لرزاند.. بیدار که می شوم آرزوی خوابیدن دارم و هرگاه رویای تو نباشد ، کابوس بی تو بودن رهایم نمی سازد.. ای کاش کابوس جدایی ات به انتها برسد ... مهربونم ..! نمی دونم چرا این کابوس ها نمی خوان دست از سر من بردارن!! خودتم می دونی . ولی رویای باتو بودن آنقدر واسم شیرینه که توی کل روز بهش فکر کنم.. مهربونم. لطفا دیگه دلیل کابوس هامو نپرس.. Posted By 8 Jul 2007AT10:13 PMAuthor Nameحبيب مرادي
Posted By 27 May 2007AT0:23 AMAuthor Nameحبيب مرادي
دیر گاهیست که در دورترین وادی این دیر بزرگ نفسی هرلحظه دم امید به صحرای دلم می بخشد و دلم با یادش چشم بر ماه در آن تیرگی شب بستست و نگاهش به زمین به شکوفنده ترین گل باغ ابدی قفسی ساخته از جنس بلور که حریم حرم هرم نفس های تو را حفظ کند خاطراتم که ورق می خورد از صحنه ی بیداد زمان یاد تو همچو نسیم در گلستان دلم می پیچد شک نکن تا نفسم با نفست خورده گره تا تمنای دلم می طلبد دست تورا با تو خواهم ماند تا اوج تا وسعت پرواز تمنای دلم دوست دارم هر روز پنجره روحم را به سوي تو باز كنم و عاشقانه با تو حرف بزنم ، دوست دارم هر وقت دفترم مه آلود مي شود و تن حرفهايم درد مي گيرد آنها را به ملاقات تو بفرستم ، دوست دارم وقتي با تو گفتگو مي كنم هيچ كبوتري ميان حرفم نپرد و آنقدر محو چشمان تو باشم كه که حتي اگر زمين از سقف هستي فرو ريخت پلك بر هم نزنم .... دوستت دارم..... Posted By 27 Apr 2007AT1:5 AMAuthor Nameحبيب مرادي بگذار اعتراف كنم كه تنها در پناه چشمان توست كه هر لحظه به زندگي اميدوار مي شوم. Posted By 29 Mar 2007AT2:26 PMAuthor Nameحبيب مرادي
Posted By 21 Mar 2007AT9:35 PMAuthor Nameحبيب مرادي درحصارکوچه تنگ نادانی من! ردپاهای نامرئی ٫خبراز آمدن بهار می دهند Posted By 15 Mar 2007AT9:56 PMAuthor Nameحبيب مرادي از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم Posted By 12 Feb 2007AT0:24 AMAuthor Nameحبيب مرادي کاش میشد عشق را تفسیر کـــرد نازنینم هیچ میدونی اکنون که برایت می نویسم همه وجودم درتمنای دیدارت می سوزد؟ Posted By 26 Jan 2007AT12:14 PMAuthor Nameحبيب مرادي بگذار آن باشم Posted By 29 Dec 2006AT4:37 PMAuthor Nameحبيب مرادي
کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب پنهون مي شي خورشیدکم Posted By 8 Dec 2006AT0:15 AMAuthor Nameحبيب مرادي
ديروز می گفتی همين فردا Posted By 1 Dec 2006AT9:8 PMAuthor Nameحبيب مرادي Posted By 18 Nov 2006AT1:29 AMAuthor Nameحبيب مرادي هنوز هم عاشقانه هایم را Posted By 10 Oct 2006AT11:59 PMAuthor Nameحبيب مرادي در انتهای هر سفر Posted By 14 Sep 2006AT9:58 PMAuthor Nameحبيب مرادي اشک من خودتو نگه دار نیا پایین منو رسوا میکنی روح من از درد چون ابر بهار دل پریشون Posted By 14 Aug 2006AT0:13 AMAuthor Nameحبيب مرادي مرا درياب كه دل دريايي من بي تو مرداب است
اي كاش ميبودي و مي ديدي وقتيكه تو رفتي چقدر دلم گرفت . Posted By 13 Sep 2001AT3:59 PMAuthor Nameحبيب مرادي |
This Template designed by Habib Moradi , Copyright © 2006-2007 all rights reserved